شمس الدين محمد تبادكانى طوسى

246

تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )

استحقاق آن ، « 1 » به جهت سوابق اعمال نبينى ، و از اين رؤيت تنزل كنى . و عن رسمك فى المشاهدة . و فرود آيى « 2 » در وقت مشاهده ، « 3 » از مقتضيات « 4 » رسوم « 5 » هستى ؛ به طريق تفانى « 6 » خود را تمام گم كنى ، و به بقاياى انّيّت خود ملتفت نباشى تا حق تعالى به مقتضاى « من أتاني بمشي أتيته هرولة » به جاذبهء « 7 » عنايت استقبال كند ، و تو را به تمام از تو بربايد « 8 » و مشاهدهء تو را به كمال رساند . فصل صورت تواضع در « بدايات » تواضع امور « 9 » دينيّه است ظاهرا ، و در « ابواب » باطنا . و در « معاملات » تواضع حق است احتراما و ثقة و افتقارا . و در « اخلاق » تذلّل عبد است مر صولت حق را . و در « اصول » حسن ادب حضرت ، و ديدن مساعى از موهبت « 10 » حق . و در « اوديه » ديدن اهتدا از تنوّر « 11 » بصيرت به نور قدس نه « 12 » از « 13 » تفكّر عقل . و در « احوال » فرو افتادن بنده با جاذبهء « 14 » تجلى صولت حق . و در « حقايق » محو اسم و رسم . و در « نهايات » رجوع با عدم اصلى در وجود ازلى . باب الفتوّة قال اللّه تعالى : إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً « 15 » و در وصف اصحاب كهف و مدح ايشان مىفرمايد كه : به درستى كه ايشان جوانانى

--> ( 1 ) . ج : به آن . ( 2 ) . ج : فراويى . ( 3 ) . ع : مشاهد . ( 4 ) . ع : - مقتضيات . ( 5 ) . ع : هستى رسوم . ( 6 ) . ج : تعانى . ( 7 ) . ج : يحادبه . ( 8 ) . ع : باز ستاند . ( 9 ) . ج : + امور . ( 10 ) . ج : هويّت . ( 11 ) . ج : تصور . ( 12 ) . ج : - نه . ( 13 ) . در نسخهء ع بعد از محل معين يك برگ ساقط شده است . اين افتادگى تا سطر شانزدهم از ص 188 ( كلمهء چاه در مصراع آخر رباعى ) را شامل است . ( 14 ) . ج : حادبه . ( 15 ) . الكهف / 13 .